شهرستان قروه نه تنها مرز جغرافیایی استان های کردستان و همدان ، بلکه مرز زبانی و مذهبی مردمان ترک و کرد نیز به شمار می رود. روستای سریش آباد، جایی که محمد رضا رحیمی از پدری ترک و مادری کرد در آن به دنیا آمد، از توابع شهرستان قروه است مرور دوران کودکی و نوجوانی رحیمی به همان اندازه دشوار است که مرور تحصیلات او. تحصیلات ابتدایی رحیمی در شهرستان زادگاهش به پایان رسید. او برای تحصیلات متوسطه به همدان رفت و برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی حقوق راهی تهران شد.او به مدد تحصیلاتش در رشته حقوق مدتي به عنوان مدعی العموم شهرهاي قروه و سنندج شناخته می شد. محمد رضا رحيمي در دهه هفتاد مدتي رئيس انجمن شهر سنندج شد و سپس به عنوان استاد درس حقوق دانشگاه آزاد به کلاس درس رفت و حتی توانست مسوولیت بخش حقوق دانشگاه آزاد در تهران را هر چند برای مدتی اندک، بر عهده بگیرد. رحیمی اما پیش از این ، در فروردین ۱۳۶۳ به عنوان نماینده مردم قروه راهی مجلس شورای اسلامی شد و این انتخاب مردم قروه در فروردین ماه ۱۳۶۷ نیز تکرار شدتا او در مجلس دوم و سوم نماینده مردم در خانه ملت باشد.در انتخابات مجلس چهارم نیز رحیمی در سال ۱۳۷۱ از حوزه سنندج کاندیدا شد و این بار به عنوان نماینده مردم سنندج و دیواندره در یک انتخابات غیر رقابتی راهی مجلس چهارم شد. اما یک سال بعد و در شهریور ۱۳۷۲ ، محمد رضا رحیمی ، نمایندگی مجلس را ترک کرد تا با حکم بشارتی، وزیر وقت کشور، سکان استانداری کردستان را در دست بگیرد. دست هایی که بعد ها سکان دومین پست نهاد ریاست جمهوری را لمس کرد، اما ماجراهای استانداری کردستان همواره او را در تنگنای سیاسی قرار داد. چهار سال پس از حضور رحیمی در ساختمان استاداری کردستان و با پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، محمد رضا رحیمی در شهریور ماه 1376 توسط وزیر کشور عزل شد. در حالیکه تنها هفده روز از مراسم تنفیذ سید محمد خاتمی گذشته بوده، عبدالله نوری در سفری سر زده به استان کردستان، عبدالله رمضان زاده را با خود آورد تا در دامنه ی “کوه آبیدر ” حکم بر کناریِ رحیمی را به او ابلاغ کند. اما قوام و دوام این این عزل تنها به چند روز محدود شد، چرا که رحیمی با حکم شیخ محمد یزدی، رییس وقت قوه قضائیه به عنوان مشاور دستگاه قضا درآمد. نقطه عطف رابطه رحیمی با دستگاه قضایی و دانشگاه آزاد اسلامی را باید پس از صدور این حکم جست و جو کرد. چرا که او پس از صدور در تهران سالیانی چند در مقام مجاور و مشاور عالی عبدالله جاسبی، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در آمد و اقامت در دانشگاه آزاد را در کنار مشاورت قوه قضائیه برگزید. رحیمی سرانجام در یک حکم جنجالی به ریاست دانشکده حقوق دانشگاه ازاد واحد تهران مرکز رسید.اما رحیمی در شهریور ۱۳۸۲ و با استقرار مجلس هفتم ، با حکم مجلس از دانشگاه آزاد به دیوان محاسبات کشور نقل مکان کرد تا کارنامه دولتی که او را از استانداری کردستان عزل کرده بود را به قصد حساب باز کند. از همین زمان بود که محمد رضا رحیمی در مکاتبات اداری به تدریج با عنوان دکتر خطاب شد. دکترایی که 6 سال بعد، از سوی وکیل الدوله ها و مهره های متنفذ اصولگرا در بهارستان به چالش کشیده شد. چهار سال بعد محمد رضا رحیمی از دیوان محاسبات به قصد وزارت کشور خارج شد تا از توانایی و سابقه ی او برای برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری استفاده شود؛ اما به دلیل مخالفت ها، رحیمی هیچ گاه به وزارت کشور نرسید و در خرداد ماه سال گذشته به تصدی معاونتِ پارلمانی محمود احمدی نژاد بسنده کرد. اما در عوض ، مرحوم عوض علی کردان به ساختمان خیابان فاطمی رفت تا هیچ چیز در وزارت کشور عوض نشود. پس از انتخابات ریاست جمهوری و در آستانه ی خزانِ 1388، محمد رضا رحیمی از سوی محمود احمدی نژاد بر جایگاه معاون اولی در کابینه دولت دهم تکیه زد. جایگاهی که پس از انتخابات با چالش های متعددی روبرو شده بود و دست به دست، به دستان رحیمی رسید.

اما این سمت، نه پایان حاشیه های یک مرد، بلکه سرآغازی بود برای هجمه نمایندگان مجلس به دولت دهم. برخی ایرادات نمایندگان به محمد رضا رحیمی در حوزه های مختلف با عملکرد او در زمان زمامداری استانداری کردستان در هم تنیده شد تا از رحیمی پس از حضور در کابینه، به عنوان یکی از چهره های خبری سال یاد شود.در اوایل دهه هفتاد و پس از آنکه محمد رضا رحیمی، در استانداری کردستان به کسوت یک مدیر اجرایی درآمد، افعال و ادبیات او تا آنجا پیش رفت که که خود را سردار سازندگی کردستان نامید و در زمان حضور رئیس جمهور وقت و سردار سازندگی کشور در کردستان، بر دستان او بوسه زد. پس از انجام این سفر نیز دستگاه تحت امر او استانداری كردستان با انتشار كتابی با عنوان «دیدار سردار سازندگی از كردستان سرزمین عشق و دوستی» به بررسی نتایج این سفر پرداخت و محمد رضا رحیمی در مقدمه این کتاب و به آیت الله هاشمی رفسنجانی لقب «شخصیت ممتاز جهان اسلام و سردار دلاور سازندگی» داد و در توصیف رئیس جمهور وقت، نوشت: «آقای هاشمی را محبوب می پندارند كه تنها یار نیست، یاور نیز هست. او را جانانه كرم پیشه ای می انگارند كه از كنعان انقلاب اسلامی به مصر كردستان قدم می گذارد، عاشقانه عزیزش می دارند و با تمام هستی خریدار محبتش می گردند.»
اما رسانه های حامی دولت، این اظهارات را در کنار سخنان 3 سال گذشته رحیمی در حمایت از احمدی نژاد گذاشته و به او لقب مرد «دو پهلو» داده اند. رحیمی 3 سال پیش در اجلاس سالانه مديران ديوان محاسبات، روی صحبت را به محمود احمدی نژاد گرداند و خطاب به رئيس جمهور، اظهار داشت: «در سوريه يکي از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري ديگر بيايد، آن احمدي نژاد بود. اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است و به برکت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي دادند» .در همان برهه بود که عده اي از نمايندگان مجلس، از این اظهارات رحیمی که وکالت مجلس براي نظارت بر عملکرد مالي دستگاه هاي اجرايي را نیز بر عهده داشت، تاب نیاوردند سیل تذکرات را به سمت رحیمی گسیل داشتند. اما جنجال مجلس به همین تذکرات ختم نشد و هفتاد نفر از نمايندگان طی نامه ای، درخواست خود براي عزل وي را به جایگاه هیات رئیسه ارایه دادند. اما رحیمی در مقام دفاع از خود بر آمد و در نامه اي به حداد عادل، «برداشت» رسانه ها از سخنانش را غيرواقعي خواند و گفت: «آنچه از قول يک شهروند از يک کشور اسلامي گفتم در مقام بيان کاهش تخلفات بوده و هرگز در موضع تملق نبوده و نخواهم بود». پس از طرح اين مباحث بود که ميرولد، مشاور رئيس ديوان محاسبات کشور در 24 آبان ماه 1384 طي نامه اي به حداد عادل نمايندگان را به پيش داوري و ابراز مطالب غيرواقع متهم کرد و در توضيح عملکرد محمد رضا رحیمی، نوشت: تلاش شبانه روزي اين مرد بزرگ باعث شد که ديوان محاسبات يک شبه ره صد ساله رود و عمليات 6 ماهه سال 84 حدود 4 برابر عملکرد 25 ساله اين ديوان باشد. مشاور رئيس وقت ديوان محاسبات البته در این نامه، محمد رضا رحیمی را «شير بيدار بيشه اسلام» ناميد که «موسي وار بر شب فرعونيان تاخت» و گلایه کرد چرا در حالي که وي «زير تيغ عمل جراحي در محضر حضرت معبود» است، «سينه نحيفش مورد نشانه دوستان قرار مي گيرد».
اما تمامی این اتفاقات پس از صدور حکم معاون اولی محمد رضا رحیمی از سوی محمود احمدی نژاد در کنار یکدیگر قرار گرفت تا سینه رحیمی نه تنها مورد نشانه دوستان، بلکه مورد اعتراض رقبای سیاسی نیز قرار بگیرد. مواضع رحیمی در برهه های مختلف رسانه های هر دو جریان سیاسی را بر آن داشت تا آتش توپخانه های خود را بر سر مرد دوم کابینه خالی کنند. اما هیچ یک از این موارد در عزم رحیمی خللی وارد نیاورد و از او همچنان به عنوان معاون اول محمود احمدی نژاد نام برده می شود.






0 Response to "زندگی در زیر سایه کردان"